انتخاب جوان ایرانی/ نروژی به عنوان نماینده نروژ در مسابقات یورو ویژن ۲۰۱۲
راهیابی توجی کشتکار جوان ۲۵ ساله ایرانی/ نروژی به به عنوان نماینده نروژ در فینال مسابقات یورو ویژن ۲۰۱۲ در باکو / آذربایجان.
این خواننده جوان نروژی/ایرانی که در کارنامه هنری خود مجری گری شبکه ام تی وی و تجربهٔ کار به عنوانِ مدل رو هم داره امشب بعد از اجرای بسیار عالی آهنگ (Stay) در سالن اسپکترومِ اسلو موفق شد ابتدا به جمعِ ۴ فینالیست این دورهٔ رقابتها در کشورِ نروژ راه پیدا کنه. جمع ۴ نفرهای که از بینشون نماینده کشور نروژ در مسابقات یورو ویژن ۲۰۱۲ باکو/ آذربایجان مشخص میشد. وی سرانجام بعد از دو سری رای گیری سراسری در نروژ موفق شد با دست یابی به مقامِ اول این دوره به عنوانِ نماینده کشور نروژ راهی مسابقات یورو ویژن ۲۰۱۲ باکو بشه.
این موفقیت رو از صمیمِ قلب به این هنرمند تبریک میگم و امیدوارم هر روز به جای اخبار تخمی هستهای از نوع احمدی نژاد اخباری از این دست بشنویم.
امام رسید! در قطعِ وزیری, روکشِ گلاسه و ابعاد سردار فیروز آبادی!
تازه رسید!
دوباره همین دیروز! امام در قطع وزیری با بهترین کیفیتِ گلاسه، در ابعاد سردار فیروز آبادی( خیلی x یه عالمه x بزرگ)
از مجموعه بزرگ امامِ ما شامل؛ امام در حالِ پیاده شدن، امامِ پیاده شده، امامِ سواره، امامِ نشسته، امامِ خسته, امام تو طیاره، امام تو فرودگاه، امام تو مدرسه، امام زیر پتو، امامِ تکی، امامِ دسته جمعی امام اینجا، امام اونجا، امام جون، امام هولو، امام جیگر و هزاران هزار امامِ مختلفِ ما دیدن فرمائید.
چاپ و ظهور امام در ۳ سوت!
سری کاملِ ائمه با روکشِ لمینیت.
نصبِ امام در محل توسطِ پرسنلِ مجرب، مشخص، و نیمچه متخصصِ نیروی هوایی!
۱۴ معصوم جیبی موجود است!
طراحی، چاپ و نصبِ امام زاده طبقِ دلخواهِ شما و در اندازهای مختلف.
سفارش جهت انواع امامهایِ کاغذی، مقوایی، پلاستیکی، کاچویی، چوبی، قیفی، میوه ای، پاکتی پذیرفته میشود.
وزیر اطلاعاتی که به جای فرافکنی میگه فرفکنی !
گزیده اراجیف `قابل توجه` وزیر قابل توجه اطلاعات;
نکته قابل توجه سخنان آقای وزیر، استفاده قابل توجه ایشان از عبارت قابل توجه بود !
جناب مصلحی به صورت چپ و راست از کارهای اطلاعاتی قابل توجه سربازان گمنام امام زمان خبر داد که به صورت جزوه منتشر میشه……..حالا این وسط یکی نیست بگه مگه میخواین دیوان شعر بدین بیرون که بچههای وزارت در حال تدوین و گردآوری برای انتشار جزوه هستن !؟
نکته قابل توجه دیگه احتیاج مبرم آقای وزیر کیهان به یک دورهٔ فشرده زبان فارسی بود، آقای وزیر طفلک بلد نبود بگه فرافکنی و هی میگفت فرفکنی !
حیدر جان ، عزیز دلم اون فرا فکنیه نه فرفکنی….
آخه شتر یه چیزی رو بلد نیستی خب نگو، حرف نزنی که کسی نمیگه لالی داداش، حالا بین خودمون بمونه ولی از من میشنوی امشب قبل از خواب مقادیر قابل توجهی رو کاغذ بنویس فرا فکنی، فرا فکنی، فرا فکنی ! افتاد حیدر جان !؟
ضمنا بالاخره نمردیم و فهمیدیم شلوغی ۲۵ بهمن مال خرید شب عیده ! حتما ۲ خرداد هم ملت میان تو شهر واسه سیزده به در ! بماند که ۱ اسفند هم دلیل شلوغی دید و بازدید ایام نوروز بوده !
به هر حال امشب یک ساعت و نیم از وقت عزیز رو مفت و مجانی پای اراجیف حدی جان تلف کردیم و در آخر هم نه خبری بود از اسناد و مدارک و نه حتا دو کلمه که بشه به هم چسبوند و ازش برداشتی کرد.
پ.ن. وزیر اطلاعات بلد نیست بگه فرافکنی، به قول دوستان آخه این مملکته ما داریم !؟
باز هم پی نوشت ؛ حالا خوب شد این وزیر اطلاعات بود، فکر کن اگه وزیر کشاورزی بود چی میشد !
ته نوشت ؛ یادم باشه تولد حیدر براش یه تقویم بخرم سر و ته سال رو مثل سر و ته چیزای دیگه قاطی نکنه !
شهید راه اعدام سلمان رشدی !
شهید راه اعدام سلمان رشدی !
این عنوان جدیدترین شاهکار واژه سازی اساتید ارزشی خبرگزاری معظم (با مقام معظم فرق داره) فارسه.
این جناب تروریست ناشی به گفته آقایان در حین اقدام برای اجرای حکم اعدام(ترور) سلمان رشدی (احتمالا توسط پلیس) به شهادت رسیده.
نکته جالب در این عکسهایی که از محل زندگی و دفن این شازده منتشر کردن، به جز لوح یادبود و سنگ قبر مفصل، گنبد و بارگاه مزار آقای تروریسته.
بعد از سرچ اسم آقای تروریست معلوم شد که منبع انتشار عکسها شخص شخیص خبرگزاری فارسه.از اونجایی که فقط آقایون از محل زندگی و وجود چنین شهیدی با خبرن و آقا در حین اجرای فرمان امام راحل ما به شهادت رسیده کاملا واضح و مبرهنه که این گنبد و بارگاه پولش از کجا اومده، البته من اصلا منظورم این نیست که پول نفت بنده و شما بوده که خرج ساخت گنبد برای مزار آقای تروریست در فلان دهات فلان کشور عربی شده، اصلا و ابدا، حتما پولش از ارث پدری مقام معظم و حومه پرداخت شده که مسلما به ما ربطی نداره،.
نگرانی بنده از بد آموزی این واژه سازیه.
اینجوری آدم شک میکنه که نکنه چند تاییی از این چند هزار امامزاده مجهز به گنبد و برج و بارو در ایران هم به جای این که واقعا ثمره زحمات شبانه ائمه معصومین باشن، خدای نکرده آرمگاه عدهای قاتل و آدمکش اجیر شده بوده باشن.
با این حساب اگر در آینده به عناوین جدید از این دست برخوردید تعجّب نکنید؛
شهید راه کتک زدن مردم، شهید راه تجاوز به زندانیان سیاسی، شهید راه تجاوز به جان و مال و ناموس مردم، شهید راه کفش پرانی به فلانی ، شهید راه آتش زدن پرچم استکبار، شهید راه آهن تهران- مشهد، شهید راه سرقت بانک ملت، شهید راه خونهٔ خاله، شهید سه راه آذری ….. !
پ. ن. : شهید راه هک کردن وب سایت بالاترین فراموش نشه !
سقوط مبارک بر همهٔ آزادیخواهان، مبارک !
بالاخره شرشو کند…………………رفت پیش بن علی و بقیه که مقدمات پذیرایی از مقام معظم رو فراهم کنه !
پ. ن. آزادی و پیروزی نوش جونشون، جالبه که پیروزی مردم مصر در سالروز پیروزی انقلاب ۵۷ ایران رخ داد.
در حاشیه بازی ایران و برزیل اتفاق افتاد; مدیری ۳ – صدا و سیما ۰
در حاشیه بازی ایران و برزیل اتفاق افتاد:
تشکر تماشاگران قزوینی حاضر در استادیوم از صدا و سیما به دلیل استقرار فیلمبرداران به حالت پشت به تماشاچیان !
وقتی تیز بازی در میارین، باسن مبارک رو به ملت میکنین خوب این خطرها رو هم داره دیگه! ضمن این که خطر حملهٔ ویت کنگها رو نباید دست کم گرفت.
امشب زرد کردن بعضیا با دیدن بازوبند سبز نکونام جالب بود، البته گویا نکونام هم برای ابراز همدردی با ایشان در نیمه دوم بازوبند زرد به بازو بست!
مدیری ۳ – صدا و سیما ۰
فرو رفتن انگشت مهران مدیری در گوش(!) صدا و سیما هم امشب خیلی حال داد ، انصافا با وجود تلاش فراوان زحمتکشان صدا و سیما، تا اونجایی که من دیدم مهران مدیری تقریبا تمام مدت یکی از انگشتاش رو، یه جور بدی، به یه کسایی نشون میداد و میگفت : اینه !
در حاشیه یه اتفاقی هم افتاد که اصلا حال نداد و اونم این بود که ایران ۳-۰ به برزیل باخت!
اعلام آمادگی مرده شور خانه مرکزی بهشت زهرا برای بردن آمریکا و میز مذاکره شان!
احمدینژاد خطاب به آمریکا: مردهشور خودتان و میز مذاکرهتان را ببرد که دنیا را به لجن کشیدهاید!
رییس مرده شور خانه مرکزی سازمان بهشت زهرای تهران ساعتی پیش از آمادگی واحد مرده شور خانه این سازمان برای اجرای فرمان تاریخی رییس جمهور خبر داد.
وی با بین این که تمام تمهیدات لازم برای بردن آمریکا و میز مذاکرهشان تدارک دیده شده اضافه کرد؛ به لطف خدا بچهها از آمادگی خوبی برخوردارن و انشاالله با اختلاف بالا میبریمشون !
وی که از بردن میز مذاکره به عنوان سختترین قسمت کار یاد میکرد افزود؛ ببینین این خیلی مهمه که میزش چه شکلی باشه، میز گرد باشه، لوزی باشه، ذوزنقه باشه، که البته ما روی همه اینا کار کارشناسی کردیم.
نامبرده در پاسخ به سوال خبرنگاران بر این مبنا که آمریکا و میز مذاکره شن رو کجا میبرین گفت ؛ میبریم سر گور بابام، کجا میبریمش هنوز معلوم نیست، ما فعلا فقط میبریم، جاش بستگی به نظر مقام با مزه رهبری داره.
این مقام مسئول در پایان با ابراز آمادگی مرده شور خانه مرکزی برای بردن هر چیزی با هر ابعادی، از مسوولان مربوطه و غیر مربوطه خواست تا به فرهنگ غنی مرده شوری و مرده خوری توجه بیشتری نشان دهند.
سردار سپاه توسط دشمن فرضی به شهادت رسید!
به نقل از هیس;
روز یک اردیبهشت سپاه پاسداران برای قدرت نمائی در خلیج فارس مقابل چشمان نظامیان آمریکایی و انگلیسی، در یک مانور دریایی یک عملیات نمایشی با دشمن فرضی که حمله و تصرف یک کشتی بود، یک سردار خود را از دست داد!!
چگونگی کشته شدن ایشان گزارش نشده و فقط در پایگاه اطلاع رسانی شهرستان گناباد ضمن اشاره به شهادت رسیدن ایشان در مانور نظامی پیامبر اعظم در خلیج فارس به مراسم تشیع ایشان پرداخته است!
آیا ایشان تنها کشته شده این مانور بوده؟ و به خاطر درجه نظامی ایشان آن هم در وب سایت شهرستان محل تولد و دفنش مشخص شده؟ یا تعداد کشته شده ها بیشتر بوده و بی نام نشان؟؟
و همچنین بسیار عجیب است که در هیچکدام از وب سایتهای خبرگزاری دولتی به این حادثه اشاره نشده! این واژه را “شهادت سردار پاسدار علی تقی زاده” را جستجو کنید و اگر لینکی از یک خبرگزاری دولتی یافتید به ما اطلاع دهید تا چگونگی کشته شدن ایشان را متوجه شویم.
قانقاریا: من چیزی نگم بهتره !
پی نویس: آقای کیهان ، خوبین شما ؟
طرح جدید تبلیغاتی نوکیا !
در راستای کمکهای بیدریغ شرکت نوکیا به نظام مقدس جمهوری اسلامی برای پیشبرد دمکراسی و حمایت از اطلاع رسانی آزاد در ایران !!!!
آقای نظام مقدس اسلامی خوب گوش کن: شمارش معکوس شروع شد!
شاید ۳-۴ ماهی بود که به دلایل غیر مجازی و کاملا شخصی هیچ حسی برای نوشتن و به روز رسانی یا بهتر بگم طنز نویسی در قانقاریا نداشتم، اما دیشب با دیدن تکه فیلمی که تا آخر عمر از یادم نخواهد رفت تصمیم گرفتم که دین و وظیفه خودم رو ادا کنم…………اونهم نه با ادبیات همیشگی خودم.
نمیدونم چطور باید حالمو بعد از دیدن فیلم کوتاه از آخرین لحظات زندگی ندا توصیف کنم، با گذشت حدود ۲۴ ساعت حتا یک لحظه آخرین نگاهش، چشمان بازش و صدای ندا بمون از مغزم بیرون نمیره……………..
چرا؟ به چه گناهی؟ به خاطر حفظ امنیت ملی؟ به خاطر حفظ نظام اسلامی؟
ننگ بر اون امنیت ملی که با جان باختن ندا حفظ میشه، نابود باد دینی که با نفس کشیدن ندا به خطر میافته……
آقای نظام مقدس، آقای حکومت امام زمان، آقای رهبر، آقای ذوب شده در ولایت، آقای بسیج، وای بر شما، وای بر شما که با دست خود فرمان شمارش معکوس نابودی خود و تمامی ارزشهایتان را صادر کردید.
آقایان گوشهایتان را باز کنید شمارش شروع شد؛ تیک تاک، تیک تاک……زین پس هر ثانیه که میگذره یک قدم به پایان وجود ننگینتان نزدیک میشوید.
هر چه در چنته دارید رو کنید، حق شماست…..اما هیچ راه گریزی از روبرو شدن با پایان و نابودی ندارید، هیچ راهی نیست، گوش کنید……تیک تاک تیک تاک………..تمام دنیا این صدا رو میشنون، هنوز نمیشنوید؟
آقایان صدها دیکتاتور جنایتکار از شما قدرتمندتر، باهوشتر، خونریزتر در طول تاریخ همین مسیر رو رفتن و همگی در پایان قصهای یکسان داشتند، هیتلر. موسیلینی، استالین، چاوشسکو، صدام و و و و……
به یاد بیارید سرنوشت محمدرضا پهلوی رو، مردی که روی چشم جهانیان جای داشت اما وقتی مورد خشم یک ملت قرار گرفت حتی برای تهیه یک سر پناه برای خودش در جهانی به این پهناوری ناتوان ماند….شما به پناه میبرید ؟ به چاوز ؟ به کره شمالی؟ به حسن نصر الله؟
تیک تاک، تیک تاک……..آقایان پردهها در افتاد، آقایان شمارش معکوس شروع شد، آقایان خوب گوش کنید…….
آقای نظام مقدس، آقای حکومت اسلامی: این آغاز پایان شماست.
بیانیه شماره ۳ سرمربی تیم ملی ,محمد مایلی نژاد
ایستاده از راست : شهید محمد مایلی نژاد، مسعود نمکی نژاد، محمود احمدی نژاد، فرج الله سلحشور نژاد
اختصاصی قانقاریا : محمد مایلی کهن، سر مربی سابق تیم ملی فوتبال کشورمان با خوردن ۴۰ عدد قرص ویتامین (ب), اقدام به خود کشی کرد!
نوشته زیر (که بر روی آن عکس یک قلب شکسته و خونین که تیری درست وسط آن چپانده شده بود نقش بسته بود) از جیب نامبرده به دست آمده.
(بیانیه شماره ۳ ممد بی کس و کار)
سرمربی شدن چه آسان است ولی مثل آدم حرف زدن محال.
روز روزونش نمیدانستم که چه بگویم و چه بنویسم چه برسه به الان. به قول مجری محترم تلوزیون تپش، این روزها همه …شعر میگویند شما چطور!؟
بله، یکی نیست به من احمق بگه آخه ممد ، آخه مایلی نژاد، آخه مردک احمدی کهن، آبت نبود نونت نبود سرمربی شدنت چی بود، نکنه فکر کرده بودی ورزشگاه آزادی و دنیای فوتبال هم جای گوزیدنه… به خداوندی خدا (گریه………) قسم (گریه……..) من اگه به خاطر اصرار محمود (گریه با صدای بلند……..) نبود ( فین فین) عمرا اگه قبول میکردم.
به جان علیرضا مون (که میخوام دنیا نباشه) ۱۰ بار غلامحسین پاپیچم شد که بیا گفتم نه. هی گفتم ممد خر نشیا مگه یادت نیست اونبار چه گهی بالا آوردی، نرفتم زیر بار، هی پروینشون، فاطی شون، زنگ زدن به اقدسمون که شب جمعه منو راضی کنه…….نشدم که نشدم (البته کلا جدیدا شبا دیر میشم، دکتر گفته خرما رو با برگ استقدوس قاطی کنم بخورم که کمرم سفت شه). آخر هم که خودش زنگ زد گفت ممد دسم به دامانت …..و از این حرفا……آخرم که آقا (الهی من قربون اون دست راستش برم با اون انگشتر عقیقش) خودش سفارش محمود رو کرد………….والا اگه آقا زنگ نمیزد ، مگه تاب داشتم که باز سرمربی شم……….
آخه محمد رضامون (با گلزار اشتباه نشه، این ممدرضا پسر زری خانم دختر خاله عمه بنده ست) هی یه شعر میخونه که خیلی پر معنی و پر محتواست : یه حاجی بود یه گربه داشت، گربه ش رو خیلی دوست میداشت….گوشت رو خرید طاقچه گذاشت…….گربه اومد گوشتا رو خورد….(گریه ….) حاجی زد و گربه رو کشت (گریه…….) رو سنگ قبرش نوشت ؛ یه حاجی بود یه گربه داشت…..گربه ش رو خیلی دوست میداشت….گوشت رو خرید طاقچه گذاشت…….گربه اومد گوشتا رو خورد….(گریه ….) حاجی زد و گربه رو کشت (گریه…….) رو سنگ قبرش نوشت ؛ یه حاجی بود یه گربه داشت…..(یه کم طولانیه، بقیه ش رو نمینویسم) بهش میگم بابا ؛ به خدا که اگه دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان سرمربی شده ست و گریه کرده……!!
به راستی من شاسکول، من الدنگ رو چه به سرمربی گری، به خدا میخواستم نونوایی سنگکی بزنم بابامون (خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه) نذاشت.
خلاصه اینها را که دیدم و شنفتم با خودم گفتم آخه یابو، آخه باقلوا، آخه جاسوس، تو لایق و شایسته آب حوض کشیدن هم نیستی چه برسه به سرمربی گری تیم ملی جمهوری اسلامی امام زمان، به قول شاعر : فلفل نبین چه ریزه ……. وانگهی دریا شود !
به علیرضا مون ( با ممد رضا مون اشتباه نشه) گفتم ؛ بابای بهتر از جانم،ای یار شیرین زبانم، گویم سخن فراوان ، با آنکه هیچ ندانم……..علیرضا مون هم در جواب گفت : اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره، نه شیر داره نه (استغفر الله این قسمتش خیلی غیر اسلامیه) پیستون (راست یا چپش فرق نمیکنه) ….شیرشو بردن هندستون، یک زن کردی بستون، اسمشو بذار انقزی ، دور کلاش قرمزی، هاچین و واچین…یه پاتو ور چین. (گریه……)
امضا : ممد بدبخت فلک زده بی کس و کار و قریب ( آئ ننه…من غریبم)
پ.ن. در صورت اعتراض به بی سر و ته بودن مطلب، لطفا ابتدا به بیانیه شماره یک و دو مراجعه فرمائید. اگر کماکان شاکی بودید لطفا در قسمت نظرات از طریق اظهار لطف به بستگان اینجانب اعتراض خود را بیان کنید.
کاغذی که میتوانست سرنوشت دیگری برای ایرانیان رقم بزند!
بعضی وقتا گفتن یک نه ساده چقدر میتونه زندگی آدم رو عوض کنه…….
سوال وارده: هوشنگ خان، میمردی اگه اون روز این برگه رو مینداختی تو صندوق ؟
پ. ن. لطفا اگر کسی از منبع عکس اطلأع داره به ما هم خبر بده و خانوادهای رو از نگرانی در بیاره.
آتش زدن حجاب در اعتراض به اعمال تبعیض جنسی
روز هفتم مارس، سارا عظمه راسموسن، یک فعال حقوق زنان، از طریق روزنامه آفتن پستن (چاپ اسلو) اعلام کرد که قصد داره در اعتراض به اعمال تبعیض جنسیتی علیه زنان در کشورهای مسلمان حجاب خودش رو در مراسم بزرگداشت روز زن در اسلو، پایتخت نروژ به آتش بکشه. وی در روز هشتم مارس و در مراسم روز زن در اسلو این اقدام خودش رو عملی کرد و حجاب سیاه رنگ خود رو با بیان این جمله که; اجازه بدید شعلهای رو بیافروزم برای برابری، آزادی، عشق و صلح، در میان تشویق موافقین و فحش و ناسزای مخالفین به آتش کشید.
عکس العملهای تند گروهی از مسلمانان تندرو حاضر در مراسم که ابتدا با فریاد و ناسزا آغاز و سپس با پرتاب گلولههای برفی ادامه پیدا کرد به حدی رنگ خشونت گرفت که مسولین برگزار کننده مراسم ناچار به دخالت و آرام کردن جو ملتهب مراسم شدند.
جالبه بدونید که در حاشیه این مراسم، یکی از فعالین ایرانی عضو جمعیت مبارزه با تبعیض جنسی علیه زنان ایران به دلیل حمل پلاکاردی که روی اون عنوان* نه به حجاب* به چشم میخورد، مورد حمله گروهی از تندروهای اسلامی قرار گرفت که با دخالت مسولین ماجرا فیصله پیدا کرد. اما داستان همینجا ختم پیدا نکرد و از بعد از مراسم سارا پیامهای تهدید آمیزی رو دریافت کرده که وی رو به قتل و به آتش کشیده شدن تهدید کردن.
لازم میبینم نکاتی رو به مطلب بالا اضافه کنم؛
-
سیاستهای باز دولت نروژ در پذیرفتن پناهندگان مسلمان به ویژه از کشورهای سومالی و پاکستان باعث بحثهای گستردهای در سطح جامعه این کشور شده.
-
طبق قوانین نروژ به آتش کشیدن پرچم کشورها و نمادهای دیگر به عنوان اعتراض، جرم محسوب نمیشود و ظرف سال گذشته چندین بار پرچم اسراییل و آمریکا در تجمعات اعتراضی مسلمانان در اسلو به آتش کشیده شده.
-
نروژ به دلیل دارا بودن سیستم حکومتی مبتنی برا دموکراسی سالانه شاهد تعداد بیشماری تجمع اعتراض آمیز از سوئ گروههای مختلف هست که این تجمعات معمولا (بخوانید اکثرا) به دور از هر گونه خشونت فیزیکی بر پا میشن.
-
مردم نروژ ظرف ۳-۴ ماه گذشته دست کم ۲ بار شاهد حرکات اعتراضی از سوئ مسلمانان تندرو بودن که با خشونت فیزیکی همراه بوده که بارزترین آن حمله اعتراض کنندگان به سیاستهای اسراییل در مورد غزه به سفارت اسراییل و نیروهای پلیس بود.
به هر حال تهدید شدن این خانوم به قتل, نشون داد که مسلمین عزیز و همیشه خشمگین که زرت و زورت، پرچم این و اون رو آتش میزنن، این حق رو برای مخالفین خودشون قائل نیستن.
دو ویدئو دیگر، مربوط به این واقعه:
پ. ن. الا یا ایها لمسلمین، چیزی که عوض داره گله نداره!
لینک مرتبط : پست مربوط به همین واقعه از بلاگ آرش کمانگیر (البته در این یه مورد با آرش عزیز هم عقیده نیستم و از عمل این خانم حمایت میکنم)
وقتی آقای دادستان در روز روشن خالی میبندد!
در پی ادعای سعید مرتضوی دادستان تهران مبنی بر صدور حکم جلب ۲۵ نفر اسراییلی توسط پلیس بین الملل (اینترپل) بر اساس درخواست قوه قضاییه ایران که امروز در سایت خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران, ایرنا منتشر شد، توجه شما رو به ۲ نکته جلب میکنم:
-
خوشبختانه امروزه به لطف پیشرفت دنیای ارتباطات و همچنین تعهد سازمانهای بین المللی به اطلأع رسانی شفاف، یافتن نام کسانی که تحت تعقیب اینترپل هستند برای افراد عادی کار دشواری نیست و با مراجعه به وبسایت این سازمان هر فردی قادره که این لیست رو مشاهده کنه. اینجانب قانقاریا پس از یک تحقیق و تفحص ساده(البته نه از نوع تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی) در این وبسایت هیچ اثری از این ۱۵ شهروند اسراییل که آقای دادستان به صدور حکم جلبشون (به تاریخ ۲هفته گذشته و به درخواست ایران) اشاره کرده بودند، نیافتم.
-
اینترپل ۶ روز پیش در اقدامی غیر معمول و در پاسخ به شایعات رسانهای مبنی بر استفاده ایران از این سازمان، با صدور بیانیهای ضمن تکذیب صدور هر گونه حکم جلب شهروندان اسراییلی به درخواست ایران، اعلام کرد که در ماههای دسامبر ۲۰۰۸ و ژانویه ۲۰۰۹ نه تنها هیچ گونه حکم جلبی بر این اساس صادر نکرده، بلکه حتی هیچ گونه درخواستی هم بر این مبنا از ایران و یا هیچ یک از ۱۸۷ کشور عضو خود دریافت نکرده است!
با توجه به ۲ نکته فوق و گشت و گذار ۳-۲ ساعته در سایت رسمی اینترپل جای شکی نیست که ادعای حضرت قاضی مرتضوی در این مورد کاملا بی اساس بوده و چنین خبری صحت نداره.
وقتی یک نفر تو روز روشن و در یک مراسم رسمی، خالی ببنده به این بزرگی، به راحتی میشه حدس زد که ایشون در تاریکی و جاهای غیر رسمی چند مرده حلاجه! به هرحال تو مملکتی که احمدی نژاد رئیس جمهور، کردان، وزیر کشور و این آقا دادستانه، دیگه تکلیف بقیه روشنه. این وسط فقط میمونه آبروی مردم ایران که اون هم به تخم چپ پسر حسن نصر الله!
زمانی که مشغول نوشتن این پست بودم خبر مربوطه از لیست اخبار مهم در صفحه اول خبرگزاری جمهوری اسلامی برداشته شد, در صورتی که اخباری که در کنار این مطلب بودن هنوز سر جاشون هستن و تکون نخوردن!
جمله تبلیغاتی روز: این روزها همه خالی میبندن، شما چطور؟
شعار دولت ارزشی آقا امام زمان : پینوکیو آسوده بخواب که ما بیداریم!
پ.ن. لطفا اگر خبری مبنی بر صحت گفته آقای دادستان پیدا کردید به اطلأع بنده برسونید تا همینجا و به سرعت از ایشون بابت این مطلب عذر خواهی کنم.
عکسهایی از سریال محمود پیامبر!
این تصاویر توسط یکی از دوستان گرد آوری و آماده سازی شده و به درخواست وی در این وبلاگ منتشر میشود، همچنین کلیه حقوق معنوی و غیر معنوی، مادی، ناموسی و بیناموسی این پست متعلق به نام نبرده میباشد.(روابط عمومی سازمان معاشقه با مواد منفجره و بانو)
برداشت آزاد!
جمله قصار از پینوکیو: تمامی اسامی به کار رفته در سریال فوق خیالی بوده و هرگونه تشابه اسمی و اخلاقی بین قهرمانان این سریال و اشخاص حقیقی کاملا اتفاقی و همینجورکی میباشد!
پ. ن. اونجای بابای آدم خالی بند!
کودکی ما و شخصیتهای کارتونی بی پدر و مادر دهه شصت!
این پست در راستای لبیک به فرمان تاریخی سردار بزرگ خطه شمال، وبلاگ نویس خوش فکر و خیال، مرد مجلههای خبری سال، آن هماورد رستم زال، حضرت گجموی باحال نگاشته شد.
دوران کودکی هم عالمی داشت واسه خودش، دنیامون بزرگ و تپل مپل و سفید بود. زندگی کردن کلی مزه میداد، مزه یام یام و کیت کت، مزه پفک نمکی، مزه نون نخودچی، گاهی وقتا قره قروت، بعضی وقتا هم مزه آدامس بادکنکی پنج ریالی مینو.
روزا تو مدرسه تصمیم کبری میخوندیم و از رو کوکب خانم رونویسی میکردیم. تو راه برگشت، از خود امجدیه تا در خونه دنبال یه توپ پلاستیکی دولایه سگ دو میزدیم، قبل از خونه رفتن از اسمال آقا بقال سر کوچه یه نوشابه و کیک میخریدیم ۳ تومان. میرسیدیم خونه، کیف شوت میشد گوشه اتاق ناهارو میزدیم تو رگ و بعدشم صاف جلوی تلویزیون.
سال ۱۳۶۰، حدودا ۹-۸ سالم بود، جنگ بود، همه چیز کوپنی و صفی بود، تمام پنجرههای خونه با نوار چسب ضربدری و فویل و مقوا پوشیده بود که نکنه شب موقع بمبارون نور بره بیرون. یه ساک پر از لوازم ضروری مثل آب و بیسکوییت و چراغ قوه و پتو و البته از همه مهمتر یه رادیوی ترانزیستوری سیاه با باطری اضافه, همیشه کنار در خونه آماده بود که تا آژیر قرمز زدن شال و کلاه کنیم و ساک به دست مثل بقیه همسایهها بریم پایین تو پارکینگ ساختمون.
اون پایین عجب غوغایی بود، صدای رادیوهای همسایهها با صدای کر کننده گرومپ گرومپ توپهای ضد هوایی حسابی صحنه رو اکشن میکرد، دیگه کلی واسه خودمون خبره بودیم وایمیستادیم گوشه حیاط و تو آسمونی که از هر طرفش گلولههای قرمز و نارنجی ضد هوایی میرفت بالا, دنبال نقطه نوری که قرار بود هواپیمای دشمن(دوست و برادر فعلی) باشه میگشتیم و سعی میکردیم بین اون همه صدا تشخیص بدیم کدوماش صدای انفجار بمبهای اونه. میشمردیم؛ یکی، دو تا، سه تا………… طرف بمباشو که میریخت میرفت و چند دقیقهای بعد آژیر سفید و بعدش هم همه ساک به دست برمیگشتیم خونه هامون.
اون زمون اما, نه اینترنتی بود، نه ماهوارهای و نه موبایلی، نه پلی استیشنی و نه کامپیوتری. ما بودیم و یک آنتن فکسنی که ارتباط ما رو با صدا و سیمای قزمیت اون روزا برقرار میکرد. کل سر و ته تشکیلات صدا و سیمای ایران ۲ تا کانال تلویزیونی داشت که تقریبا روزی ۱۰-۱۱ ساعت برنامه پخش میکردن، از حدود ساعت ۲ ظهر تا ۱۲ شب! چیزی حدود ۲ ساعت از این برنامهها برنامه کودک و نوجوان بود. شامل چند تایی کارتون و چند تایی هم برنامه معمولا تخمی تولید داخل.
کارتونها هم معمولا دو دسته بودن؛ کارتونهای کلاسیک آمریکایی و اروپایی که از قبل از انقلاب هم پخش میشدن و مقدار پخششون سال به سال کمتر میشد, مثل: پاپای(بعد از مسلمان شدن به ملوان زبل تغییر نام داد)، پلنگ صورتی، تام و جری، گوریل انگوری، معاون کلانتر، تنسی تاکسیدو، گوفی، میکی ماوس، گالیور، پینوکیو و سندباد…
دسته دوم کارتونهایی بودن که در شرایط تحریمی و انقلابی اون زمان از ژاپن خریداری میشدن، کارتونهایی مثل: هاچ زنبور عسل، حنا دختری در مزرعه، بل و سباستین، بنر، دختری به نام نل، مسافر کوچولو، نیکو، خانواده دکتر ارنست، مارکو پولو، سرندی پیتی، ایکیو سان……..
این کارتونها علاوه بر این که همگی از ریتم خیلی کندتری نسبت به ساختههای امریکایی برخوردار بودن و معمولا با دستکاری نوابغ سانسورچی تلویزیون حسابی آموزنده و دارای پیامهای اخلاقی-اسلامی بودن، اکثرا در یک نکته دیگه هم مشترک بودن و اون بی پدر و مادر بودن شخصیتهای اصلی این کارتونها بود!
تقریبا بیشتر این قهرمانان یا در جستجوی مادر خودشون بودن یا پدرشون و یا هر دو! تک و توکی هم توشون پیدا میشد که پدری، پدر بزرگی، عمه ای، خالهای داشتن و با اون زندگی میکردن, ولی بقیه دست کم نداشتن مادر رو شاخشون بود!
من هنوز هم نفهمیدم که آیا ژاپنی ها بودن که دوست داشتن تمام شخصیتهای کارتونیشون یتیم باشن، یا این تلویزیون ایران بود که فقط یتیماشو جدا میکرد و واسه ما پخش میکرد!؟
پ. ن. لطفا اگه کسی فهمید چرا اینطوری بوده به ما هم بگه!
پ.ن. بعدی: کسی خبر داره هاچ زنبور عسل، آخر مادرشو پیدا کرد یا نه؟
پ. ن. بعد از بعدی: گجمو خان با این دعوت باعث شد بنده دیشب برای نوشتن این مطلب کلی خاطرههای بچگی رو مرور کنم و در حین نوشتن یه شکم سیر آب غوره بگیرم، از اونجایی که بدم نمیاد اشک چند نفر دیگه رو هم با مرور خاطرات خوب کودکیشون عین خودم در بیارم، لذا از اشخاص حقیقی و حقوقی زیر دعوت میکنم به این بازی گریه دار ولی شیرین بپیوندن و چند خطی در مورد برنامههای تلویزیونی دوران کودکیشون بنویسن؛
معمار بابا, شاهین دلنشین, یاسر کمالی نژاد, اریو برزن, بارباپاپا, فضولباشی, برادران ارجانف, آریو
مشترک گرامی، جنابعالی رسما یک نژاد پرست هستید!
یک تست روانشناسی کاملا علمی و ساده!
وسایل مورد نیاز:
-
۲ متر مربع زمین سفت(لطفا اکیدا از شاشیدن روی آن خودداری فرمائید)
-
یک جلد کتاب مفاتیح الجنان(کتاب اصول کافی هم قابل جایگزینی میباشد)
-
یک جلد کتاب تاریخ ایران باستان
-
یک عدد گردنبند الله(ترجیحا طلا)
-
یک عدد گردنبند نشان فروهر (ترجیحا نقره- در صورت داشتن تتوی این نشان، به گردنبند نیازی نیست)
-
یک قوطی مخلوط خاک تخت جمشید، تربت کربلا و آب زمزم.
-
احساسات شدید ملی مذهبی به مقدار بیش از حد لازم
-
یه نمه علاقه پنهانی یا آشکار به شخص ادولف هیتلر(اگر با دیدن نشان صلیب شکسته یجورایی ته دلتون قیلی ویلی بره که دیگه فبها).
مرحله اول – کتاب مفاتیح را در سمت راست و رو به قبله و کتاب تاریخ را در سمت چپ و رو به تخت جمشید روی زمین قرار دهید. تمام محتوی قوطی را روی زمین بین دو کتاب پخش کنید. هر دو گردنبند را به گردن انداخته دراز به دراز وسط کتابها روی زمین بخوابید. تمام عضلات بدن خود را شل کنید( شل کردن عضلات ناحیه فک و زبان برای خانومها و عضلات عضو شریف برای آقایون ضروری میباشد).
ورد زیر را بلند بلند یکبار بخوانید:
بسمه تعالی، هنر نزد ما ایرانیان است و بس، بقیه هم هیچ گهی نیستن. همه دنیا از شدت حسودی و دشمنی از صبح تا شب دارن به من توهین میکنن، من از همه باهوش ترم، من خوبم، من گلم، من ردیفم، من خوشگلم، فقط دماغم یه کم نافرمه که اون رو هم عمل میکنم. تو کل تاریخ هم هر کی سرش به تنش میارزیده حتما ایرانی بوده.
مرحله دوم – حالا به موارد زیر فکر کنید و حسابی عصبانی شوید:
-
اعراب سوسمار خور
-
اسراییل باید محو شود.
-
ما هر چی میکشیم زیر سر این انگلیسیات
-
پیف پیف, هندیا و پاکستانیا چقدر بو میدن
-
آخ که چقدر از یونانیها بدم میاد با اون اسکندرشون
-
مرگ بر آمریکا
-
این افغانیا چرا نمیرن خونشون ما راحت بشیم
-
مرگ بر شوروی
-
وقتی ما واسه خودمون کسی بودیم این اروپاییا داشتن کون لخت تو جنگل همدیگرو میخوردن
-
چشم بادومیها(بعد از باخت تیم فوتبال ایران به چین یا ژاپن)
مرحله سوم – حالا فرض کنید ما جائ امریکاییها هستیم، قوی هستیم، پولداریم, بمب اتم داریم، زورمون هم به همه میرسه. در این مرحله شما میتونید چند دقیقهای با این فکر حال کنید.
مرحله چهارم – حالا که زورتون به همه میرسه، توی ذهنتون هر بلایی دلتون میخواد سر موجودات زیر بیارید(لطفا زیاده روی نکنید):
-
اعراب
-
هندیها
-
افغانیها
-
اعراب
-
اسراییلی ها
-
اعراب
-
چشم بادومی ها
-
یونانیها
-
انگلیسییا
-
اعراب
-
بهایی ها
-
امریکایی ها
-
اعراب
-
اعراب
-
من و هفت جد و آبادم
کافیه, تبریک میگم, جنابعالی رسما یک نژاد پرست یا یک تروریست مذهبی تندرو یا هردو هستید.
توصیه ایمنی: بشدت از نزدیک شدن به هر گونه جسم نوک تیز(به خصوص ساخت زنجان)، تفنگ، قلم, موجودات زنده و بمب اتم خود داری فرمائید.
روش درمان: شبی ۷۵ بار از روی اعلامیه حقوق بشر رونویسی کرده و جمله زیر را قبل از خواب تکرار کنید: من مرکز عالم هستی نیستم.
ضرب المثل: خدا خر رو شناخت که این بلاها رو سرش آورد.
سخن قصار از آدولف هیتلر: این وسط فقط اسم ما بد در رفته.
پ.ن. امیدوارم با این طرز فکر هیچ وقت, به هیچ جا نرسی چون اونوقت باید فاتحه دنیا رو خوند.
فکر میکنی اون جوان ۱۷ ساله، شهید شد یا قربانی ؟!

یکی بود، یکی نبود، یه جوونی بود که وقتی ۱۷ سالش بود میخواست بره دانشگاه دکتر بشه.
اما یه روز اونا بهش گفتن الان اسلام در خطره، به تو احتیاج داره تا نهالشو آبیاری کنی! بیا به جای دانشگاه بریم جنگ. یه کلید پلاستیکی انداختن گردنش گفتن این کلید بهشته، شهید که بشی با این, در بهشت به روت بازه. هنوز ۱۸ سالش تموم نشده بود که یه شب مهتابی که از زمین و آسمون آتیش میبارید، رفت روی مین. بووووم، درد داشت، میسوخت اما اونا کمکش نکردن، یعنی اصلا قرار هم نبود کمکش کنن، فقط تند تند با چکمههای سنگین و سیاهشون از روی بدن داغونش رد میشدن که برن و قدس رو از راه کربلا آزاد کنن!……….
.سالها گذشت، قدس که آزاد نشد هیچ، حتا کربلا هم ککش نگزید…..اونا که نه تونسته بودن قدس رو آزاد کنن و نه کربلا، اسم اون جوون رو گذاشتن مفقودالاثر!
هی سالها گذشت………، تو تمام این سالها اونا به اسم اون جوون دزدیدن….، زدن….، بستن….، کشتن……..اونا خشتک مردم رو به نام اون مفقود الاثر در آوردن، جیبشونو خالی کردن و فرستادن برای کسانی که قهرمان ملیشون قاتل همون جوون مفقودالاثر بود…..اما تو تمام این مدت جسد اون داشت زیر خروارها خاک میپوسید.
بیست سال بعد، یه روز آفتابی، زیر گرمای خفن جنوب، یکی از اونا, جوون مفقودالاثر رو پیدا کرد، خودشو که نه……فقط چند تا از استخوناشو! اونا درش اوردن، با سلام و صلوات عین شکلات پیچیدنش تو زرورق، فرستادنش اون دور دورا به تهران، اسمش رو هم عوض کردن, گذاشتن؛ شهید گمنام/۱۸ ساله!
چند روز بعد, روی دست, کشون کشون بردنش عین علم امام حسین به زور چپوندنش وسط دانشگاه!
فکرشو بکن، بعد از ۲۰ سال،آخر اونا فرستادنش دانشگاه!
پ. ن. به نظر شما اون جوون شهید شده یا قربانی؟
پ. ن. دوم. اگه شما جای اون جوون بودین و بعد از بیست سال دشمن بعثی میشد ملت دوست و برادر, به اونا چه فحشی میدادین ؟
گزارش مستقیم مراسم اسکار از شهر مقدس قم!
مراسم اسکار امسال با اجرای زوج هنری کامران نجفی زاده و زیزیگولو دیشب در تالار حسینیه ارادانیهای مقیم مشهد جنب حرم مطهر بی بی سکینه در قم برگزار شد.
این مراسم که پس از تلاوت ایاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری محمد مایکل علی جکسون دنبال شد حاوی صحنههای زیبا از حرکات موزون و غیر میزون ملت شهید پرور در حمایت از شیعیان پاراچنار و سیرالئون بود. جشن امسال جدا از ۸ باری که توسط برادران چماق به دست، با پرتاب گاز اشک آور در اعتراض به بد حجابی عوامل پشت صحنه قطع شد حاشیه خاص دیگری نداشت, تنها در انتهای مراسم مسعود ده نمکی در واکنش به عدم انتخاب فیلم اخراجیهای ۱۲ به عنوان بهترین فیلم، سالن را به آتش کشید که این واقعه خوشبختانه به جز مواردی معدود مرگ سطحی تعدادی معتاد بیکار و علاف، تلفات مالی و جانی دیگری نداشت.
در پایان نیز هیات ژوری پس از صرف مقادیری چای، قطاب و باقلوا اسامی برندگان اسکار امسال را به شرح زیر اعلام کرد؛
-
شتر طلایی بهترین فیلمنامه به محمود خان بابت فیلم, قضیه عجیب عوضعلی کردان.
-
شتر طلایی بهترین فیلم سال به فیلم, احمدی نژاد مرسدس بنز هزاره سوم.
-
شتر طلایی بهترین کارگردان به آقا امام زمان بابت فیلم, احمدی نژاد مرسدس بنز هزاره سوم.
-
شتر طلایی بهترین جلوههای ویژه به گروه سینمایی سپاه بابت فیلم, امید به هوا میرود.
-
شتر طلایی بهترین صدا برداری به فاطمه رجبی بابت فیلم, جیغ بنفش.
-
شتر طلایی بهترین طراحی لباس به طراح کاپشن محمود, بابت فیلم, احمدی نژاد مرسدس بنز هزاره سوم.
-
شتر طلایی بهترین صحنه پردازی به خالد مشعل بابت فیلم, ننه من غریبم.
-
شتر طلایی بهترین هنرپیشه زن, این جایزه به دلیل رعایت شئونات اسلامی به هیچ فیلمی داده نشد).
-
شتر طلایی بهترین نقش مکمل مرد به محمد مایلی کهن در فیلم, آب غوره فروش.
-
شتر طلایی بهترین موزیک متن به خواهر بریتنی اسپییرز بابت سرود خمینیای امام در فیلم, مردی که موش شد.
-
شتر طلایی بهترین هنر پیشه مرد به محمد خاتمی بابت هنرنمایی در فیلم, نامزد فراری با عروس تو گاری.
-
شتر طلایی بهترین هنر پیشه نقش مکمل زن به پروین احمدی نژاد بابت فیلم, شوالیه سیاه.
بالاترین آزاد شد !
دیریم دیریم دیریم دیریم دارام رارم دادارارارم………….(مارش انقلابی!)
توجه فرمائید……، شنوندگان عزیز توجه فرمائید، ،به گزارش قرارگاه خاتم الانبیا، ستاد فرماندهی نصف قوا، لحظاتی پیش، سایت خون و قیام، سایت لهو و لعب، سایت فحشا و فساد، سایت قلم به دستان مزدور، سایت چکمه پوشان بی زور؛ بالاترین، آزاد شد.
اداره کل مومنین مقیم بهشت زیر مجموعه خبرگزاری فارس و حومه(شامل آهستان و بروبچس آقا امام زمان) با صدور بیانیهای مراتب انزجار و تنفر همراه با فحش و اخ تف خویش را نسبت به این واقعه نامیمون ابراز داشته و ۳ روز عزای عمومی اعلام کرد.
به همین مناسبت تمامی مراسم عروسی بر پا شده در نواحی ماتحت برادران حزب الله تا اطلأع ثانوی لغو شده و از برادران درخواست میشود همراه با در دست داشتن چند آی دی معتبر برای ارسال لینکهای ارزشی به محل تجمع برادران حزب الله در بالاترین مراجعه نمایند.
وقتی شیعه نیوز خیلی شرمنده میشود!
تصاویر زیر حدود یک هفته ست که بر پیشانی و پک و پهلوی سایت خیلی محترم شیعه نیوز نقش بسته;
حالا که از صدقه سر آقایون تمام مشکلات ما در ایران حل شده و ۷۰ میلیون شیعه ایرانی در کمال صحت و تا خرخره در ناز و نعمت از صبح تا شب فقط لم دادن و آب پرتغال میخورن، برادران دل نازک شیعه نیوز و حومه که تمام وقتشونو صرف رفاه شیعیان ایرانی کرده بودن یهو احساس شرمندگی شدید ورشون داشته. واقعا که این همه احساس مسولیت جای تقدیر و تشکر داره!
لطفا اگر کسی فهمید منظور از جمله بالا چیه حتما به ما خبر بده و خانوادهای رو از نگرانی در بیاره!
من شدیدا از این که صدا و سیما اصلا هیچ تصویر، خبر و برنامهای در مورد مشکلات شیعیان فلسطین، عراق، چچن، بوسنی، افغانستان و …. پخش نمیکنه شاکیم! تازه به صحنههای اکشن و +۱۸ عادت کرده بودیم.
آقای مدیر کل..اجازه! ما شهیدیم؟
پرده اول؛ زمان: همین چند وقت پیش!……..مکان: آسمان هفتم، مقابل درب اصلی بهشت، باجه پذیرش.
حدود دو سه هزار نفر برای دریافت برگه ورود به بهشت صفی بسیار نامنظم و بد بو رو به طول یک کیلومتر تشکیل دادن. سر صف، کربلایی منوچهر که کتشو در آورده و از گرما عرق میریزه در حالی که تند تند خودشو با پرونده سبز رنگی که به دست داره باد میزنه با نفر پشت سریش صحبت میکنه.
کربلایی منوچهر: حاجی، حالا مطمئنی که همین ورودیه؟ لامصب یه جوری گرمه انگار دم در ورودی جهنمیم، نکنه صف رو اشتباه واساده باشیم؟
حاجی: کوری مگه؟ اون بالا به اون گنده گی به عربی و فارسی و اردو نوشته ‹به شهر شهید پرور بهشت خوش آمدید’، اگه جهنم بود که حتما یا انگلیسی مینوشت یا فرانسه خنگ خدا.
کربلایی منوچهر: چی بگم والا حاجی، گیج شدم به خدا. الان دوازده سیزده ساعته که ما ترکیدیم ولی هنوز اینجا علافیم، آخه از بس هی میگن شهید فلانه، شهید بهمانه، من فکر کردم حالا که تخمی تخمی شهید شدیم حداقل اینور کارمون زودتر راه میافته میفرستنمون تو، پیش حورییا. کارمنداشونم که قربونش برم همه از بیخ عرب، نکردن دو تا مترجم فارسی بزارن بفهمیم کی به کیه اینجا.
در همین هنگام فرشته انتظامات از داخل باجه فریاد میزنه : منوچهر ابن محمود…؟
کربلایی منوچهر: حاجی ما رفتیم، کارات تموم شد یه زنگ به من بزن فردا پس فردا ببینیمت.
حاجی: شرمنده، موبایل من ایران سله، وسط تهرون هم آنتن نمیده چه برسه اینجا! حالا اگه اینترنت بدون فیلتر گیرم اومد برات تو یاهویی، فرندفیدی جایی پیام میفرستم.
دقایقی بعد، داخل باجه پذیرش.
کربلایی منوچهر: سلام علیکم و رحمته الله و برکاته، بسم الرب شهدا وال………….
فرشته پذیرش با بی حوصله گی: مدارک.
کربلایی منوچهر: احسنت … احسنت ! شما فارسی بلدین برادر؟
فرشته با لهجه غلیظ لاتی: حرف مفت نزن مدارکتو بده ببینم.
فرشته در حالی که نقطهای رو زیر یکی از برگهها به کربلایی نشون میده میگه: اشتباه اومدی داداش، شما هنوز تاییدیه نداری، اصلا کی به تو گفته شهید شدی؟
کربلایی منوچهر: همه روزنامهها نوشتن، حتئ اخبار ۲۰:۳۰ هم گفت، مگه شما تلویزیون نگا نمیکنین اینجا برادر؟
فرشته: اولا انقدر به من نگو برادر، دومندش، مگه اعصابم و از سر راه اوردم که بشینم رادیو تلویزیون شما رو نیگا کنم؟حالا نگفتی کی بهت گفته شهید شدی؟
کربلایی منوچهر: اون همکارتون سر پل صراط مارو فرستاد قاطی شهدا، از اون گذشته، بنده شخصا در حین عبادت وسط خود صحن مطهر ترکیدم، مدرک از این واضح تر؟
فرشته: پل صراط رو که وللش! اونجا دست بچههای مهندسی سپاهه و ربطی به ما نداره، ضمنا شلوغ بیخودیم نکن اینجا گزارش شده حضرت عالی وقتی بمب ترکید داشتی از دست فروش گوشه حرم آمار خانومای صیغهای اطراف حرم رو میگرفتی! به هر حال تا مدارکت تایید نشه، بهشت مهشت خبری نیست. باید برگردی اونور پل اداره ارزیابی شهدا و مفقودین خودتو معرفی کنی. اونا هم موقتا میفرستنت برزخ، اونجا هم هفت هشت هزار سال میمونی تا روز قیامت! روز قیامت رئیس(خدا) اگه خودش تشخیص داد که تو شهیدی دوباره میفرستنت اداره ارزیابی شهدا و مفقودین، اونجا بهت تاییدیه میدن و بر میگردی اینجا ما در خدمتت هستیم. البته نگران نباش, روز قیامت معمولا(!) سرمون خیلی شلوغه، رئیس (خدا) همه رو تایید میکنه. ضمن این که برزخ هم بد نیست، اگه از من بپرسی که اصلا میگم برزخ از بهشت بهتره، اینجا تو بهشت خبری نیست که، چهارتا دار و درخته با هفت هشت تا نهر آب و شیر و یه گله حوری بدبخته ده دوازده ساله که از صبح تا شب باید زیر یه مشت پیر و پاتال ریشو بخوابن!
کربلایی منوچهر که آب از لب و لوچه ش راه افتاده یک دسته دلار مچاله شده رو میتپونه زیر دست فرشته و میگه: حالا شما جون بچه ت یه راهنمایی بکن کار ما راه بیفته، ما بازم از خجالتت در میایم.
فرشته در حالی که نیشش تا بناگوشش بازه: خوب البته یه راه دیگه هم هست که بستگی به زرنگی خودت داره. اگه بتونی مستقیم از بنیاد شهید تاییدیه بگیری کل ماجرا حله ! اونوقت همونجا از محل شهادت با یه موشک سفیر صاف میفرستنت وسط بهشت، دیگه نه نکیر و منکر میان سراغت، نه باید از پل صراط رد شی، راحت عین آناناس میری داخل!
کربلایی منوچهر: این که خیلی سخته، آخه چه جوری برگردم ا ونجا؟
فرشته: کاری نداره، برو به خواب یکی از فک و فامیلای نزدیکت، بگو بیافته دنبال کارت تاییدیه شهادتتو بگیره، اینجوری هم اون به یه نوایی میرسه هم خودت اینجا کارت راه میافته.
کربلایی منوچهر: آقا دستت درست، ایشالا برگشتم حتما جبران میکنم خدا از آقایی کمت نکنه براد…..!
فرشته فریاد زنان: برادر باباته، برووووو بیرون!!
پرده دوم؛ زمان: یک هفته بعد، نصف شب………………مکان: تهران، اتاق خواب مدیر کل امور پذیرش بنیاد شهید!
آقای مدیر کل روی تختش پشت به حاج خانوم خوابیده و داره خواب میبینه که زهره(منشی آقای مدیرکل)داره لباساشو وسط دفتر در میاره……………….، ناگهان یک نفر بدون این که در بزنه در رو باز میکنه و……!
کربلایی منوچهر: سلام علیکم و رحمته الله و برکاته برادر……………!!!!!
پاچه خواری به سبک نهاد ریاست جمهوری, یا بمال بمال که داری خوب میمالی !
نهاد رياستجمهوري: احمدينژاد، سقراط زمانه است
احمدینژاد، …… زمانه است.
لطفا عبارت صحیح را در جمله بالا به جای نقطه چین قرار دهید:
-
دیوید کاپرفیلد
-
گوریل انگوری
-
ابوریحان بیرونی
-
ریکی مارتین
-
رادیو
-
هاچ زنبور عسل
-
شامورتی
پیدا کردن شباهتهای احمدینژاد و سقراط هم از اون کارهای سخت سخته که فقط از عهده نوابغ عضو نهاد ریاست جمهوری بر میاد، اگه کسی از من میخواست شباهت میکی ماوس با سماور برقی و یا یخ در بهشت با مارشال دو گل رو پیدا کنم خیلی آسونتر بود تا محمود و سقراط. اما به هر حال وقتی صحبت از مالش فلان جای مقام مافوق با دستمال باشه همه چیز ممکنه!
پ. ن. دوستانی که ناراحتی قلبی دارن یا از بیماری فشار خون رنج میبرن روی لینک تیتر کلیک نکنن
تصویر اولین فضانورد بسیجی !
این هم تصویر برادر روبوکاپ بسیجی که در پرتاب بعدی موشک ایرانی به فضا, به عنوان اولین فضانورد ایرانی، پیام انقلاب رو به صورت شفاهی به کل کهکشان راه شیری ابلاغ خواهد کرد!
پ.ن. با عرض پوزش از خوانندگان، در متن از نام قدیمی کهکشان راه شیری استفاده شده، نام جدید و صحیح بزرگراه شیخ فاضل الله نوری میباشد.
منبع عکس: فرند فید محمد صالح
براندازی تهدیدات گرم و نرم !
فرمانده کل سپاه : بسیج با تهدیدات نرم مقابله می کند
هوالضخیم (هواللطیف سابق)
اینجانب قانقاریا به عنوان عضو ناقصی از خانواده کامل انقلاب و در راستای مبارزه با هرگونه براندازی اعم از نرم، گرم، ولرم، شل و آبکی, راهکارهای خود را به شرح ذیل اعلام میکنم:
-
توقف تولید هر گونه دستمال کاغذی و توالت و جایگزینی این محصولات با کاغذ سمباده.(توصیه میشود که نمونهای از کلیه سمبادههای تولیدی قبل از عرضه در بازار و به منظور ارزیابی میزان زمختی و اثرات آن بر نقاط تحتانی در اختیار برادران بسیجی قرار گیرد)
-
کلیه بانوان متاهل زیر ۳۰ سال، ژیمناستها و تمامی بیماران مبتلا به نرمی استخوان، ضمن مراجعه به حاج آقا گلستانی کارشناس ارشد چیزهای نرم و سفید مفید، اقدام به دریافت گواهی عدم نرمی نمایند.
-
افزایش واردات و حمایت از تولید کنندگان؛ اره برقی، سیم خاردار، سوهان ناخن، رنده و سنگ پای قزوین.
-
دستگیری و محاکمه آقا موشه(معروف به موش شهر قصه) به اتهام اقدام به براندازی نرم بر ضد خاله سوسکه(معروف به ف. رجبی) با استفاده از دمب نرم و نازک متهم.
-
ممنوعیت پخت و مصرف هرگونه غذای شل و آبکی به خصوص، شله زرد، شلغم و آش شله قلم کار و باقالی پخته.
-
تغییر نام شرکت تولیدی لوازم بهداشتی لطیفه به نخراشیده.
-
از آنجایی که دشمن شدیدا در حال لمس کردن و ضربه زدن به قسمتهای نرم و شل نظام مقدس ماست، لذا استعمال مواد سفت کننده الخصوص قرص ویاگرا برای سفت کردن نقاط حساس نظام لازم و ضروریست.
-
به دلیل استفاده روز افزون استکبار جهانی از پودر بچه برای نرم کردن نیروهای مومن و انقلابی، از واردات این ماده لوکس و بد بو که همیشه ما را یاد پی پی پسرمان میندازد، جلوگیری شود.
-
همکاری بدون قید و شرط تولید کنندگان پتو و بالش در جهت جایگزینی ماده برانداز و نرم پر قو با مواد انقلابی و حزب الهی نظیر خرده شیشه و پوست کرگدن.
-
جلوگیری از استعمال کلمات و اصطلاحات نرم و رکیک مانند؛ ناز، قشنگ، مامان، ملوس، تپل، عزیزم، مموشم، نانازم، جیگرم و غیره.
-
توقف کامل تولید، واردات و مصرف هر گونه نرم افزار، کرم نرم کننده پوست، شامپو نرم کننده مو، ژله توت فرنگی، نرم کننده لباس و هلو.
-
دستگیری و محاکمه انقلابی سهراب سپهری به جرم تلاش برای براندازی نرم ( توصیه میشود نامبرده بعد از طی دوران ارشادی در بند ۲۰۹ مربوطه، طی یک مصاحبه تلویزیونی ابراز ندامت کرده و شعر زیر را بخواند؛ به سراغ من اگر میایید زمخت و نتراشیده بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
بیانیه رسمی سایت بالاترین
اینجور که به نظر میرسه داستان پیش اومده برای بالاترین هم داره به خوبی و خوشی حل میشه.بیانیه مدیران سایت ساعتی پیش بر روی وبسایت و همچنین وبلاگ بالاترین قرار گرفت. امیدوارم تحقیقات زودتر به پایان برسه و شاهد بازگشایی بالاترین باشیم.(اسم تحقیقات که میاد نمیدونم چرا یهو ناامید میشم! هزاران بار این کلمه رو شنیدم، تحقیقات قتلهای زنجیره ای، تحقیقات قتل زهرا کاظمی، تحقیقات در مورد سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران، تحقیقات قتلهای محفلی کرمان، تحقیقات در مورد واقعه کوی دانشگاه، تحقیقات در مورد تخلفات مالی شهرداری، و…و…و! تا اونجایی که یادمه هیچوقت نفهمیدیم نتیجه چی شد ؟).
بگذریم، خوشحالم که بالاترین در راه بازگشته، دست مریزاد به همه کاربران، خواندگان، وبلاگنویسان و سایتهای خبری که این چند روز نشون دادن که پاش بیفته نه تنها ما هم هستیم، بلکه همه با هم هستیم.
بیانیه رسمی بالاترین
سایت بالاترین از روز سهشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ (۳ فوریه ۲۰۰۹) مورد حمله قرار گرفته است. این حملات به سرور محدود نبوده و دامنهها و حساب پیپل بالاترین مورد حمله قرار گرفته اند. بالاترین در گذشته هم مورد حملات اینترنتی قرار گرفته بود ولی همیشه این حملهها ناموفق بودند، اما این بار این حملهها از طریق سرقت هویت مدیران بالاترین و استفاده از کارتهای اعتباری جعلی برای نفوذ به سیستمهای خدماتدهنده به بالاترین بوده است.
در طی روزهای گذشته دومینهای سرقت شده از طریق مجاری قانونی کاملا پس گرفته شدهاند. در مورد سرورها هم سارق موفق به فرستادن درخواست فرمت یا پاک کردن دیسکها به خدماتدهنده بالاترین شده است. خوشبختانه حمله به حساب مالی ناموفق بوده است. این حملات کاملا متوقف نشدهاند. ما در حال استفاده از تمام ابزارهای موجود برای مقابله و تعقیب قانونی این فرد یا افراد هستیم.
تمام تلاش بالاترین ایجاد جریان آزاد اطلاعات و تبادل افکار و ایده ها بوده است. ویژگی خاص بالاترین این بوده است که هزارها ایرانی با عقیده های متفاوت و متضاد بدون توسل به خشونت به بحث و تبادل نظر پرداخته اند. ما تمام تلاشمان را خواهیم کرد که بالاترین بالا بماند.
ما قبل از کسب اطلاعات بیشتر و تکمیل شدن تحقیقات از قضاوت در مورد انگیزه حمله خودداری میکنیم. وبسایت بالاترین پس از پایان تحقیقات در مورد حمله باز خواهد گشت.
بالاترین از حمایت کاربران، وبلاگنویسان و وبسایتهای خبری تشکر و قدردانی میکند.
دقایقی پیش پیام مهم ماهواره امید دریافت شد : زمین گرد است !
به دنبال دریافت اطلاعات ارسالی از ماهواره امید اعلام شد : زمین گرد است!
رئیس جمهور ضمن اعلام این خبر خوش فضایی آن را رخدادی بزرگ و افتخار آمیز در تاریخ کشورمان دانست و گفت: البته گرده گرد هم نیست، یه چیزیه تو مایههای تخم اسب حضرت عباس! وی سپس ادامه داد : ما از ابتدا هم حدس میزدیم که آلبرت نیوتن کاشف گردی زمین قربانی لابی صهیونیست شده بود. وی در جواب اعتراض حاضرین به این که اون گالیله بود که گفت زمین گرده, پاسخ داد: مگه گالیله اون نبود که تابلو میکشید ؟ جمعیت: نه، اون لئوناردو داوینچی بود، در این لحظه رئیس جمهور با تیز هوشی پاسخ داد: مالیدین ! لئوناردو رو که خودم میشناسم، همونه که فیلم تایتانیکو بازی کرد!
محمود احمدی نژاد در باب اهمیت صنعت هوا فضا در اسلام گفت: در صدر اسلام هم خیلی به فضا اهمیت داده میشد که اوج این مساله رو در دو واقعه شق القمر و خطبه شقشقیه شاهد هستیم، مورد اول که احتیاجی به توضیح نداره، و در شقشقیه هم روی بالا رفتن و بلند شدن تاکید شده که در اسلام خیلی مهمه.
رئیس جمهور سپس شایعه ساخت ماهواره امید توسط کره شمالی را شدیدا تکذیب کرده و اعلام کرد که فناوری تولید ماهواره امید کاملا بومی بوده و در ساخت آن تنها از حلبی کنسروهای یک و یک و قابلمههای ساخت ایران استفاده شده. محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسید؛ آیا شما فکر نمیکنید که امروزه هر ننه قمری میتونه چنین ماهوارهای بفرسته فضا؟ گفت: این بزغاله رو کی را داده اینجا ؟
دکتر رئیس جمهور سپس در تبیین فعالیتهای آینده ایران در این زمینه گفت: برای روحانی تر شدن فضای فضا، اقدام به تغییر نام برخی از سیارات کردیم، در همین راستا نام سیارت بهرام و ناهید به ترتیب به ابوالفضل و رقیه سادات تغییر میکنند، رئیس جمهور همچنین از تغییر نام کهکشان راه شیری به بزرگراه شهید شیخ فضل الله نوری خبر داد.
دکتر احمدی نژاد در جواب خبرنگاران در مورد اهداف ماموریت ماهواره امید تشریح کرد: کار خاصی قرار نبود بکنه! برای ما مهم این بود که یه چیزی هوا کنیم که کردیم، خیلی هم به هدف و ماموریتش فکر نکردیم، همینکه اون بالا میچرخه خودش خیلی باحاله! وی با بیان اینکه ماهواره امید تا این لحظه ۲۳ دور دور ما چرخیده گفت: جوانان انقلابی و مومن ما میتونن در اوقات فراغت بشینن بشمرن که امید چند دور چرخیده دورمون، براش دست تکون بدن و بوق بزنن تا خستگی از تنش بیرون بره! محمود احمدی نژاد در پایان اعلام کرد که ماهواره امید تا نابودی کامل اسراییل همچنان خواهد چرخید! گزارشها حاکیست جمعیت حاضر با شعار; دوچرخه, دوچرخه, قمر محمود میچرخه, حمایت خود را از رئیس جمهور ابراز داشتند.
پ.ن. مشخصات موشک سفیر ۲ (حمل کننده ماهواره امید) :
-
طول: دراز
-
قطر: خیلی کلفت
-
وزن: ماشالا هیکل
-
نوع کلاهک: ختنه شده
-
موتور محرک: تندر ال ۹۰
-
سوخت: بنزین بدون سرب (با کارت سوخت ویژه)
-
سیستم ناوبری: فوتوشاپ
-
مدار گردش: قوس حوزوی ۳۶۰ درجه
-
ارتفاع: اون بالا بالاها
دروغپردازی خبرگزاری فارس در مورد حمله به بالاترین
خبرگزاری فارس: همچنين اين سايت كه مدعي آزادي بيان كه از سوي برخي جريانات غربي حمايت ميشد دسترسي كاربراني راكه با نام مستعار افرادي همچون خالد اسلامبولي، عماد مغنيه و ديگر شهداي اسلام اقدام به انتشار لينك خبرهاي اسلامي ـ مذهبي ميكردند را سريعاً با عنوان اينكه كاربر، شما مرتكب تخلف شدهايد غير فعال ميكرد.
پيش بيني ميشود اين اقدام در راستاي حمايت از مردم مظلوم غزه در جريان جنگ سايبري هكرها با رژيم صهيونيستي صورت گرفته است.
همانطور که انتظار میرفت ساعتی پس از دزدیده شدن دامین سایت بالاترین آقای خبرگزاری فارس که نیشش تا بناگوشش باز بود هم وارد معرکه شد. از نظر آقای فارس هک شدن بالاترین در راستای حمایت از مردم غزه و در جریان نبرد هکرها با رژیم اسراییل صورت گرفته. البته من اولش تعجب کردم که چطور ممکنه در راستای مبارزه با اسراییل یه نفر به فکرش برسه که بالاترین رو هک کنه! اما با توجه به موارد و سوابق زیر کاملا قانع شدم که این حرکت ناب محمدی و انقلابی طبق فرمایش آقای فارس کاملا بر ضد اسراییل بوده و هیچ ربطی به مبارزه با آزادی بیان از سوئ حکومت گل و بلبل پرور جمهوری اسلامی نداشته:
-
با توجه به ضریب هوشی و آی کیو برادران همیشه در صحنه
-
حمله و تصرف باغ سفارت انگلیس برای حمایت از فلسطین
-
حمله و تظاهرات در مقابل سفارت اردن، عربستان سعودی، قطر و دیگر کشورهای اسلامی برای ضربه زدن به اسراییل
-
حضور در فرودگاه مهراباد(که هیچ پرواز خارجی ندارد) برای سفر به غزه
-
ضرب و شتم سربازان وظیفه نیروی انتظامی در راستای ضربه زدن به اسراییل
-
آتش زدن پرچم کشورهای اروپایی به عنوان مبارزه با اسراییل
با توجه به سوابق بالا خیلی مایه تعجب نیست که آقایون هکرهای خیلی ذوب شده در ولایت یک سایت لینکدونی فارسی زبان رو در راستای مبارزه با اسراییل مورد حمله قرار میدن و اینچنین دمار از روزگار اسراییل در میارن، من مطمئن هستم که الان تمام مردم و مسوولین اسراییلی با قیافههای به شدت ماتم گرفته و چهرههای گریان در حل تلو تلو خوردن ناشی از این ضربه سهمگین دوستان آقای فارس هستن!
آخرین وضعیت کاربران آواره بالاترین

آخرین خبر این که کاربران آوره بالاترین که امشب سرپناهی نداران مجبور شدن شب رو در سایتهای دیگه به صبح برسونن. به طوری که از گوشه کنار دنیای مجازی خبر میرسه تمامی خطوط اینترنتی امشب مملو از پناهجویان جنگزده بالاترینی میباشد.عده کثیری از این آورگان که به سایت دنباله پناه برده اند از کمک رسانی و همکاری بی دریغ اهالی و مسوولین دنباله خبر دادند یکی از این پناهجویان به نام جغله به خبرنگار ما گفت؛ درسته که هیچ جا خونه خود آدم نمیشه ولی خوب از تو خیابون خوابیدن که بهتره! البته مسوولین دنباله به دلیل کمبود پتو، غذا و جای خواب ناچار شدن که تعدادی از پناهجویان رو به سایت مهندس بفرستن که با همکاری خوب و قابل تقدیر شهروندان این سایت جمع دیگری از آوارگان هم در اونجا اسکان داده شدند.
با این حل شنیدههای ما حاکی از اینه که کماکان حرکت جمعیت انبوه کاربران بیخانمان بالاترین به سایر نقاط مثل فرندفید،تویتر، یاهو چتروم و غیره ادامه داره.
گزارشهای تایید نشدهای هم حاکی از حرکت جمعی از کاربران مذهبی بالاترین به سمت سایت تبیان و آویزون دات کام هست.
در این میان فضول باشی دبیر کل ستاد بحران به خبرنگار ما گفت که در بیشتر نقاط وبلاگستان چادرهایی به منظور استراحت موقت آورگان برپا شده، وی همچنین خاطر نشان ساخت که کاربرانی که در اثر این حادثه دچار جراحت و آسیب دیدگی شدن میتونن به چادر بهداری که به همین منظور در وبلاگ یک پزشک برپا شده مراجعه کنن.از سوئ دیگه وحید آنلاین مدیر خبر رسانی بالاترین که به صورت آنلاین از ساعت اولیه آغاز بحران از دفترش در تویتر با ما در تماس بود از قول مسوولین بالاترین اظهار امیدواری کرد که پناهجویان بتونن به زودی به محل زندگی خودشون بازگردند.
بالاترین رو هک کردی، امیدوارم پایینترین جات هک بشه هکر!
_
امشب خبری در وبلاگستان فارسی پخش شد که اصلا خوشایند نبود و باعث خواهد شد که اخلاق بنده تا اطلأع ثانوی به شدت ابری همراه با رعد و برق و بارشهای پراکنده گزارش بشه.این که کدوم شیر ناپاک خوردهای مجری این عمل احمقانه بوده مساله اصلی نیست، مساله اصلی تفکر و جریانیه که اون گوسفند بهش تعلق داره، جریانی که گردش آزاد اطلاعات رو خطرناک میدونه و به هر قیمتی جلوی اون رو میگیره، شکلش مهم نیست، چه بستن یک روزنامه باشه، چه زندانی کردن نویسنده و خبرنگار، چه فیلترینگ اینترنت یا عوض کردن داستان سریال اوشین و چه به صورت کاملا جدیدش که استفاده از چند راس گوسفند مغز خشک برای هک کردن بزرگترین لینکدونی فارسی در دنیای مجازی بود.بالاترین برای شهروندان فارسی زبان دنیای مجازی تنها یک وبسایت ساده نبود، محلی بود برای یاد گیری و تمرین دموکراسی نوپای ایرانی.امیدوارم که اعتراض و واکنش یکپارچه کاربران و خوانندگان بالاترین فارغ از دین، قومیت، حزب و نگرش سیاسی و فرهنگی تاییدی باشه بر این نوشته.
از امروز تا اطلأع ثانوی به پیشنهاد فضول باشی عزیز نام بالاترین زینتبخش عنوان این وبلاگ خواهد بود.
لينک مطالب سایر وبلاگ ها در حمايت از بالاترين:
بالاترین را فراموش نکنید(یک پزشک)
بالاترین این روزها نیاز به حمایت جدی کاربرانش داره(تلخ نوشته ها)
در راستای هک شدن بالاترین(غرش)
حمله به بالاترین(خرچنگزاده) کی فکر میکرد من یه روزی به خرچنگ زاده لینک بدم !
پ. ن.(۱۸+) دو کلمه با اون یابویی که این کارو کرده : حالا حقش هست بهت بگم شتر؟ گوسفند؟ آخه مثلا مامانجونت دلش خوشه بچه تحویل اجتماع داده؟ تو خجالت نمیکشی قاطر؟ امیدوارم به تیر غیب گرفتار بشی، اونم از ناحیه ماتحت.
حمله هکرها به بالاترين
خبر فوری: بالاترین تحت حمله شدید سروری و حتی دامین دزدی قرار گفته
به وسیله هر رسانهای که در اختیار دارید اعم از شبکه تلویزونی، رادیو، مطبوعات وب سایت وبلاگ توئیتر حمله به بالاترین را بالاترین خبر روز کنید.
بالاترین ریق رحمت را سر کشید !
هو الباقی
بازگشت همه به سوئ اینترنت است
بدینوسیله درگذشت نه چندان ناگهانی مرحوم مغفور حاج غلامعلی بالاترین بزرگ خاندان رایانه پور در اثر ایست قلبی ناشی از بیماری سرطان سرور را به اطلأع کلیه آشنایان، دوستان و کاربران محترم میرساند. به همین مناسبت مجلس ترحیم آن مرحوم روز پنجشنبه مطابق با ۱۶ رجب ۱۴۳۸ هجری قمری مصادف با شب رحلت حضرت شاه عبدالعظیم از ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۲:۰۰ در مسجد توپخانه واقع در میدان ارک تورنتو برگزار خواهد شد. حضور دوستان و آشنایان موجب شادی روح آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود .
همچنین آیین خاکسپاری آن مرحوم فردا صبح با اجرای مراسم نوحه خوانی و سینه زنی توسط مداح اهل بیت حاج سید منوچ آویزاندوست در بهشت سکینه برگزار خواهد شد. وسیله ایاب و ذهاب (۳ دستگاه کامیون خاور) راس ساعت ۱۶:۰۰ جنب میدان شوش تورنتو آماده میباشد. ( ضمنا ارایه بلیت نشانه شخصیت شماست)
لطفا از همراه آوردن هر گونه اطفال, بانوان بد حجاب و هرگونه مشروبات الکلی جدا خودداری فرمائید. (اداره کل روابط عمومی بهشت سکینه و حومه)
خانوادههای :فضولباشیزاده، شاهتوتنژاد، نقادپور، بوشوکپرور،نایتمرخانی،شایگان فرد،جغله وند، ناسوت پناه، کوروشی، اولترافدا،کبابیپور،آریوزاده،خرچنگنژاد، مماریان، منوچهری، فرسایی، قلیزاده، کرگدنپناه، فرنازیان،کارگزاروند،دختیرانی، اصلاحاتی،تولتکچی، یارانی، عبدعلی، علیدادیان، نگارکفرد، برزویی،رودرانریان،مرلینزاده،امیر اعتمادی پور، امیر رضا نژاد، اوهو فرد، پرواززاده، کمان خانی، نیکولاسیان، آرزوییان، تربچه پور، ققنوس پناه، وحید خواه، اتوبوسیان، آداش خانیان، لوکادیومزاده، اوسپیمانفر، شبتاریکانی، سیگارپناه، کاوکسرانی، پرستونژاد، انگلیسیچی،هالونه نیا، فرزادوند، فرهادپور، گجموی راد، جرمنیچی، رمزانیان، یکدوسه زاده، آهوند، فروهرچی، آمریکاپور، آقناسری،آرشخانی، الونژاد،فرینکچی،داتنتپور، نیکویی، داورخانی، نویدنژاد، اولادیان، امیدزاده، یوزپلنگیزاده و سایر بستگان و آشنایان …………………….
برخورد نزدیک از نوع سوم !
کلهر: غرب منظور احمدی نژاد از همجنس بازی را نفهمیده است!
من نمیفهمم این چه اصرار یه که هرکی از راه رسید این محمود زرتی از بیخ گلوش آویزون بشه و با اون چشمهای شهلا از فاصله ۲ میلیمتری با لبخند عاشقانه زل بزنه تو چشماش و واسه ش قمیش بیاد! آخه اینا که باجناق زریبفان نیستن که ۳ سوت باهاشون پسرخاله میشه، شاید یارو دوست نداشته باشه لپشو بماله به صورت پشمالوی معجزه هزاره سوم. این کارارو میکنه بعدشم میگه چرا واسه من حرف درمیارن؟
البته من بیشتر تعجبم از اینه که تو این همه مشاور چرا به عقل یکیشون نمیرسه این چیزا رو به این یاد بده.
الهی من اون استانداردتو بخورم آقای کروبی!
آقای کروبی،بابا زورو, بابا آخر استاندارد،ای ایزو ۹۰۰۲، ای مرد خدمات پس از فروش
این که جنابعالی میزنی وسط خال و انگشت میذاری روی ابعاد خارج از کادر یکی از بالاترین(با وبسایتش اشتباه نشه) مقامات نظامی کشور خیلی کار بدیه.
اولا به هیچ وجه مشخص نیست که شما روی کدوم یکی از ابعاد و زوایای هیکل سردار دست گذاشتین که این خودش مصداق تبرج و جرم منکراتیه.
دوما چرا فقط نیمه خالی لیوان رو میبینید؟ (به پی نوشت مراجعه کنید!)
تو این مملکت که خدا رو شکر همه چیز مطابق با استاندارده، مردم و مسولین هم که ماشالله عین ساعت بیگ بن سر جای خودشون دارن کارشونو میکنن، حالا چه اشکالی داره شکم سردار ۲ سانت از کادر بزنه بیرون؟ مگه جائ شما رو تنگ کرده؟ مگه مال پدر جنابعالی رو خورده؟آخه چرا چشم نداری ببینی این اندام تپل مپل سردارو ؟ ببینم، اصلا مگه گروهبان گارسیا چابک بود که هی اون زوروی خودفروخته رو شکست میداد؟ آخه الهی من فدای اون استانداردت بشم نزن این حرفارو، خطرناکه حسن، اگه یه وقت به جای زورو شما رو بگیرن و استاندارد دون مبارکتون رو پاره کنن تکلیف ما چیه؟ دیگه به کی رای بدیم؟اصلا مگه گرفتن چهارتا دختر پسر غرب زده و چندتا دانشجوی فریب خورده هم چابکی و چالاکی میخواد؟ مگه مثلا بسیج خودش استاندارده که رییسش استاندارد باشه؟
نکنه زبونم لال فکر کردی سردار فولکس واگنه که چابک و سریع باشه، یا فکر میکنی ایشون یخچال فریزر امرسانه که باید مهر استاندارد داشته باشه. چالاک نیست، نباشه. چابک نیست، نباشه، به جاش پشت اون ستاره حلبیش قلبی از طلا داره که یه دنیا میآرزه!
یعنی شما فکر میکنی حالا همه چی تو این مملکت استاندارده و فقط مونده شکم این بنده خدا؟ ( تازه همون یک وجبی هم که زده بیرون به خاطر اون کادر ۶ در ۴ عکس بوده، وگرنه من خودم عکس ۳۰ در ۲۵ از سردار دیدم که همه جاش تو کادر جا شده).
نه برادر من, شما نگران نباش, اداره کردن مملکتی که سر و ته ش رو بگردی فقط آیس پک و پفکش استاندارده احتیاجی به مسولین استاندارد هم نداره!
پ. ن. بخش کوچکی از نیمه خالی لیوان! :
سی سال پيش؛ آری، امشب؛ نع !
سی سال پيش!
روز ۱۲ فروردين ۱۳۵۸، روز اعلام نتايج همه پرسي در مورد نوع حكومت پس از انقلاب اسلامي بود كه طي آن ۹۸ درصد مردم ايران به » جمهوري اسلامي » راي آري دادند
سی سال بعد !
رأی منفی قاطع ۹۷درصدی مردم به………………………………………!
سوال وارده : شما فکر میکنید این ۹۷% امشب به کی گفتن نع ؟
الف) جواهر لعل نهرو(نخست وزیر فقید هند)
ب) علی اکبر استاد اسدی(مدافع گلزن تیم ملی)
ج) جواد یساری (خواننده)
چ) عمه ملوک بنده (خواهر بابایمان)
پ.ن. عکس رو از چارچنگولي (اين وبلاگ) دزديدم !
حیواندوستی نزد ایرانیان است و بس !
برادرانی که ميبينيد بعد از مهرورزی با اين زبون بسته ها دارن تشريف ميبرن بهشت !
(انشائ زیر را به روش دانش آموز کلاس دوم دبستان بخوانيد)
ما حیوانات را خیلی دوست داریم، بابایمان هم همینطور.ما هر روز در مورد حیوانات حرف میزنیم ، بابایمان هم همینطور.بابایمان همیشه وقتی با ما حرف میزند از حیوانات هم یاد میکند، مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداری که نشستی پای تلوزیون؟ و هر وقت ما پول میخواهیم میگوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیشا وقتی ما با مامانمان و بابایمان میرفتیم خون عمه زهره اینا یک تاکسی داشت میزد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده میشم همچین میزنمت که به خر بگی زن دایی, بابایمان هم گفت; برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی پرید پایین ولی آقاهه از بابایمان خیلی گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه؟ خرس گنده مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟
ما تلوزیون را هم که خیلی حیوان نشان میدهد دوست میداریم، البته علی آقا شوهر خاله مان میگوید که تلوزیون فقط شده راز بقا، قدیما که همش گربه و کوسه نشون میداد، حالا هم که یا اون مارمولکها رو نشون میده یا این بوزینه رو که عین اسب واسه ملت خالی میبنده. ما فکر میکنیم که منظور علی آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ میگفت.
ما کتابهای حیوانات رو هم خیلی دوست میداریم. یک بار دوستمان به ما یک کتاب داد که کلی در مورد حیوانات و اونجای آقاها و خانومها توش نوشته بود و آدم یاد میگرفت که چه جوری با شتر و گاو و الاغ کارهای بد بد کنه ولی نره جهنم، البته ما خودمان میدانیم که آدم با آدمها هم میتواند کارهای بد بد بکند چون یک شب که میخواستیم برویم مستراح دیدیم که بابایمان مثل اختاپوس افتاده بود روی مامانمان و یک جور عجیبی تکان میخورد, ما هم هر روز دعا میکنیم که بابا و مامانمان به خاطر آن کار بدی که کردند سوسک نشوند و بروند به جهنم چون در جهنم یک مار قاشیه هست که آدمها را نیش میزند!
فامیلهای ما هم خیلی حیوانات را دوست دارند، پارسال در عروسی منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آنها خیلی بازی کردیم ولی بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید! ما اولش خیلی ترسیدیم ولی بابایمان گفت چند تا عروسی برویم عادت میکنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی میگفتند الله اکبر سر یک آقا رو که نمیگفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی دردش اومد. و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی سر ما را نبرد.
ما نتیجه میگیریم که خیلی خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم تا بتونیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکسهای آنها را به دیوار بچسبانیم و به آنها مهرورزی کنیم و نمیدانیم اگر در ایران به دنیا نیامد بودیم چه غلطی باید میکردیم.
پ. ن. ما چند تا دیگه اسم حیوان بلد بودیم ولی ترسیدیم فکر کنید که ما صبحانه تخم کفتر خوردیم برای همین انشایمان را زود تمام کردیم.
پ. ن. دوم. ما چون کلاس دوم هستیم نمیدانستیم که مار قاشیه را با ق مینویسند یا با غ.
آخه شتر, انصافاً اينا کتاب تاريخ ايرانه؟
لطفاً ابتدا چند دقيقه به اين تصاوير زل بزنيد و سپس به سؤال زير پاسخ دهيد!
سؤال: کتابهای درسی تاريخ فوق متعلق به کداميک از دانش آموزان زير ميباشد ؟
الف) محمد قادر فعلی (يمن)
ب) احمد صابر فالموتی (عربستان سعودی)
ج) خالد بن هاتف بن عمر (مصر)
چ) فرهاد کنجکاو (ايران)
نميدونم جوابتون چی بود ولی لطفاً يکی برای من توضيح بده که اون شتری که اين طرح روی جلد رو برای کتابهای تاريخ در مدارس ايران انتخاب کرده مغزش چه شکليه ؟ گرده ؟ مثلثه ؟ مربعه ؟ شايدم شبيه آرم الّله رو پرچمه ! آخه گوسفند …………………… !!!!!!
پ.ن. در مورد اين کتابهای درسی خيلی حرف دارم، اين تازه فقط طرح رو جلدشه، باز هم در اين مورد مينويسم.
عروس خانوم، جونت بالا ميومد زودتر بگی بله !؟
حماس اعلام کرد:
به دنبال شكست دشمن صهيونيست در نوار غزه و به رغم ادامه جنايات اين رژيم در بيش از سه هفته و شكست آن در تحميل شروط صهيونيستي بر مقاومت و ملت ما؛ ما گروههاي فلسطيني، از جانب خود آتشبس در نوار غزه را اعلام كرده و بر مواضع و خواستههاي خود تأكيد ميكنيم كه همانا عقبنشيني نيروهاي دشمن از نوار غزه ظرف يك هفته، باز شدن گذرگاهها و جادهها و معابر و ورود كمكهاي انساني و اضطراري و نيازمنديهاست.
ما براي همراهي و پاسخ به تلاشهاي مصر، سوريه و قطر آمادهايم به شرطي كه به توافقي دست بابيم كه به باز شدن گذرگاهها از جمله گذرگاه رفح بينجامد.(خبرگزاري فارس)
بالاخره بعد از سه هفته فشار داماد و خانواده اش امروز عروس خانوم بله رو گفت.
عروس خانوم خجالتی که دو سه هفته اي رفته بود گل بچينه امروز بعد از گرفتن زير لفظی با کلی ناز و عشوه گفت : با اجازه آقام، خان عمو اسد و بقيه بزرگترا… بله! البته عروس شرط هم گذاشت که الا و بلا به اين شرط بله ميگم که دوماد بايد قول بده که ظرف يک هفته تمام گذرگاهها و معابر حياتی منو باز کنه! آقا دوماد هم خندون گفته اين که چيزی نيست همين امشب تو حجله همه رو يه جوری واسش واز ميکنم که دهن کل فاميلشون واز بمونه!
از طرف ديگه تو اين سه هفته بزن و بکوب تو خونه عروس خانوم يه در و پنجره سالم نمونده که البته خيلی هم مهم نيست حاج خانوم مادر عروس به اقدس خانوم زن همسايه گفته خودم کردم چشمم کور خودم هم خرجشو ميدم, يه کم طلا های خودم هست ميفروشم بقيه اش رو هم پول جهيزيه ايراندخت خواهر کوچيکشو ميذارم روش پول خسارت خونه جور ميشه. انصافاً از نقش مهم عليا مخدره حاج خانوم مادر عروس در اين ماجرا نميشه گذشت، ايشون از يه طرف نشسته بود زير پای عروس خانوم خنگ که نگه بله، از اون ور هم به بقيه ميگفت والا خودش نمّيخواد بچه ام، منم که دستم بسته ست و نميتونم دخالت کنم. امروز هم بعد عقد در گوشی به اقدس خانوم گفته که من هنوزم دلم راضی نيست بچه ام بره خونه اين لندهور،حيف که باباش نذاشت بدمش به نصر الّله خان بچه خواهرم!
به هر حال که فعلاً دو طرف رضايت دادن و سر و صدا ها خوابيد، حالا بايد ديد آقا دوماد که بدجوری گربه رو از سر دره حجله بر عکس آويزون کرد، شب تو حجله گذرگاه های عروس خانوم رو واز ميکنه يا نه.
پ.ن. اول: ما که سه هفته بود دهنمون کف کرد از بس خونديم ؛عروس خانوم بگو بله بگو بله بگو بله………
پ.ن. دوم: باز هم طبق معمول همه اين وسط پيروز شدن، همه هم به اهدافشون رسيدن !
پ.ن. سوم: عروس راضی، دوماد راضی ، کون لق اون هزار و دويست سيصد نفر بدبخت ننه مرده اي که ريق رحمت رو سر کشيدن واسه يه بله ساده !
شاه که رفت، حالا از آقا هوشنگ چه خبر ؟!
اين آقای خوشحال که در تصوير ميبينين اسمش هست هوشنگ.
هوشنگ خان ما 30 سال پيش در چنين روزی يه دسته گل به آب داد که بهش ميگن انقلاب اسلامی. همين طور که در عکس پيداست ايشون به شدت از کاری که انجام داده خوشحاله. بد نيست آدم بدونه هوشنگ خان امروز چيکار ميکنه و يا اصلاً پس از انجام اين عمل انقلابی چه سرنوشتی داشته. البته روايات مختلفی در مورد سرانجام هوشنگ خان هست.
گمانه زنی در مورد سرانجام احتمالی آقا هوشنگ;
-
آقا هوشنگ 1 سال پس از انقلاب به جرم عضويت در گروهک های ضد انقلاب دستگير و پس از تحمل يک سال زندان در سال 1360 اعدام شد.
-
آقا هوشنگ با شروع جنگ تحميلی به جبهه اعزام شد، او پس از 4 سال حضور مداوم در جبهه به افتخار جانبازی 75% نايل شد, هوشنگ خان هم اکنون در يکی از مراکز بهزيستی و در شرايط بد روحی زندگی ميکنه.
-
هوشنگ خان چندی پس از انقلاب به عنوان رييس جمهور برگزيده شد وی سرانجام مدت کوتاهی پس از رسيدن به مقام رياست جمهوری از کشور فرار و به خارجه پناهنده شد. هنوز از نحوه فرار ايشون با اون سيبيل اطلاعی در دست نيست.
-
آقا هوشنگ 10 سال پيش با تشکيل يک باند تبهکارانه به شغل شريف سرقت مسلحانه پرداخت که در پی دستگيری در سال 1385 محکوم و در ملا عام اعدام شد.
-
هوشنگ جان پس از انقلاب به کار کارگردانی روی آورد او پس از ساخت چندين فيلم انقلابی به دليل عدم التزام به آرمانهای انقلاب در ايران ممنوع الکار شد. هوشنگ خان اکنون مقيم يکی از کشورهای همسايه و سرگرم ساخت جديدترين اثر سينمايی خود به نام فلسفه وجودی اونجای خانم خوشگله ميباشد.
-
آقا هوشنگ پس از پيروزی انقلاب و به دنبال فروش تمامی گاو و گوسفندان خود به تهران مهاجرت کرده و بنگاه معاملات ملکی هوشی و شرکا را تاسيس کرد، گفتنيست که نامبرده امروزه مالک بيش از 60 برج و ويلا در تهران و شمال بوده و از پيمانکاران اصلی طرح بزرگراه تهران-شمال ميباشد.
-
هوشنگ خان کارمند اداره بيمه 5 سال پيش در پی شکايت همسايه و پس از اعتراف به ايجاد رابطه غير مشروع با اقدس زن همسايه بازداشت و در ملا نيمه عآم سنگسار شد.
-
آقا هوشنگ 6 سال پس از انقلاب و برای فرار از خدمت مقدس سربازی به صورت قاچاق از کشور خارج و پس از 2 سال آوارگی در ترکيه موفق به اخذ پناهندگی از سوئد شد وی هم اکنون صاحب يک پيتزا فروشی در شهر استکهلم ميباشد.
-
حاج هوشنگ پس از تکميل دروس فقه به لباس روحانی ملبس شد، البته نامبرده 10 سال پيش به جرم شرکت در يک کنفرانس خارجی و مشاهده عضو شريف يکی از تماشاچيان خلع لباس و زندانی شد.
-
هوشنگ مورد نظر پس از انقلاب به فعاليت در ضمينه طنز پردازی پرداخت وی پس از سالها نويسندگی و خلق آثار طنز مجبور به ترک کشور و اقامت در فرنگ شد، طبق آخرين اخبار رسيده کليه آشنايان و دوستان نگران سلامتی هوشنگ خان هستن و به ايشون توصيه ميکنن که کمی بيشتر به فکر سلامتی خودشون باشن و انقدر از دست الف نون حرص نخورن.
-
آقا هوشنگ پس از طی سريع مدارج ترقی به ترتيب از مسئول آشپزخانه کميته انقلاب، مسئول هماهنگی دانشجويان اخراجی دانشگاه دهلی نو، استانداری، معاونت فرهنگی شهرداری ابر کوه، معاونت وزير، و سرنجام به سمت وزارت امور خارجه منصوب شد. وی هم اکنون مشغول گسترش روابط دوستانه ايران و ونزولا ميباشد.
-
و اما آخرين سرنوشت احتمالی آقا هوشنگ; ايشون پس از سالها خدمت در آموزش و پرورش در سال 1376 در حالی که اجاره نشين بود بازنشست شد، او سپس روزها به مسافر کشی و شب ها به کار در تاکسی تلفنی سر کوچه پرداخت. پسر بزرگ هوشنگ خان 3 سال پيش به دنبال فعاليت سياسی از دانشگاه اخراج شد و فعلاً مشغول فروش سی دی های تصاوير گرفته شده از زندگی خصوصی همسايه ها ميباشد، پسر کوچکش هم 3 ماه پيش در اثر مصرف همزمان کرک و اکستاسی سنکوب کرد و جوونمرگ شد, ميمونه دختر 16 ساله آقا هوشنگ که اونم 2 سال پيش از خونه فرار کرد و فقط چند باری خبرش از دور و بر پارک ملت به خانواده رسيد، ضمناً همسر آقا هوشنگ هم 7 سال پيش به دليل اين که ايشون نتونست مخارج عمل زيبايی بينی خانوم رو تهيه کنه طلاق گرفت، و اما خود آقا هوشنگ هم 3 شب پيش بعد از ديدن همين عکس قديمی خودش و پس از نثار چند تا فحش آبدار به خودش و جد و آبادش دق کرد و مرد.
شما چی فکر ميکنين ؟
آی مسلمين، کالای اسراييلی استعمال نکنين!
(برای ديدن عکس اصلی روی عکس کليک کنيد)
برادران ميتونن به جای کوکاکولا از اين پس زم زم خانواده استعمال کنن(البته حتماً قبل از استعمال چربش کنيد)
آيت الّله جمی ، يکی از مراجع تقليد ما شيعيان 2-3 هفته پيش به ملکوت پيوست و جمعی از مقلدان خودش رو عزا دار کرد. ضمناً عکس مرحوم کاملاً واقعييه و فوتوشاپ نيست !
تدابير خيلی خيلی شديد امنيتی در غزه!
مادر اين کودک به عنوان مادر نمونه سال انتخاب شد !
اين يکيو ديگه من هيچی نميگم , خودتون حدس بزنيد!
اجرای حرکات موزون به سبک محمد خرداديان
بالاخره فلسطين آزاد شد، البته ميدانش !
تيم ملی کفش بال ايران: ايستاده از سمت راست؛ کفش ملی-کفش تهران-آديداس، نشسته از سمت راست حسن-منوچهر !
شيطونه ميگه همچين همينجا ارشادش کنم که……… !
کی گفته ما با برادران سنی و يهودی مشکل داريم !؟!؟؟
عکس ها برگرفته از: فارس-تهرونی دت کام، وبلاگ حماس غزه ميباشد.












leave a comment